السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
137
تفسير الميزان ( فارسي )
تكوينى گرفته ، و اراده تشريعى را به كلى مهمل دانسته ، با اينكه مدار در تكاليف مولوى همان اراده تشريعى خدا است ، و اين خود اشتباهى است از او . و نيز از آنچه گذشت فساد اين گفتار « 1 » كه به بعضى از مفسرين نسبت دادهاند روشن مىشود كه : مراد مشركين از اين كه گفتند * ( « لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ » ) * عذرخواهى از ملائكه پرستى خويش است ، و معتقدند كه مشيت خدا بدان تعلق گرفته و اعتراف به قباحت آن دارند . وجه فسادش اين است كه : مشركين هرگز قبول ندارند كه ملائكه پرستيشان كار زشتى است ، تا از آن عذرخواهى كنند ، چون مىبينيم در ذيل آيه از ايشان حكايت شده كه گفتهاند : « * ( إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ ) * - ما پدران خود را ديديم كه بر كيشى بودند ، و ما بر پيروى كيش آنان هدايت خواهيم شد » . * ( « إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ » ) * - كلمه « خرص » بطورى كه از ظاهر كلام راغب « 2 » بر مىآيد ، عبارت است از سخنى كه از روى پندار و تخمين زده شود . البته اين كلمه به دروغ گفتن نيز تفسير شده . * ( « أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِه فَهُمْ بِه مُسْتَمْسِكُونَ » ) * ضمير در « من قبله » به قرآن بر مىگردد ، و در اين آيه دليل نقلى بر شرك را نفى مىكند هم چنان كه در آيه قبلى مىفرمود : مشركين دليل عقلى بر شرك ندارند . و حاصل معناى دو آيه اين است كه : مشركين هيچ دليلى بر عبادت ملائكه ندارند ، نه دليل عقلى و نه دليل نقلى ، در نتيجه خداى تعالى اذنى به اين عمل نداده . * ( « بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ » ) * كلمه « امت » به معناى طريقه اى است كه مقصود آدمى باشد ، ( چون ماده « أم » ، « يؤم » به معناى قصد كردن است ) ، و مراد از امت در اينجا دين است . و كلمه « بل » اعراض از خلاصه اى است كه از دو آيه قبلى به دست مىآيد . در نتيجه معناى آيه مورد بحث چنين مىشود : مشركين هيچ دليلى بر حقانيت بتپرستى خود ندارند ، نه عقلى و نه نقلى ، بلكه خلاصه دليلشان تنها تقليد كوركورانه از پدرانشان است و بس .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 72 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « خرص » .